این روزها جوری احساس تنهایی می کنم که انگار خودم ، خودم را تنها گذاشتم.
مثل غروب جمعه بارونی. مثل جعبه ای که گوشه انبار خاک میخوره. مثل اتاقی که لامپش سوخته و تاریکه و فقط صدای تیک تاک ساعت میاد. مثل فیلم سیاه و سفید از موجهای دریا با صدای قارقار کلاغ.
برچسب:
نویسنده: امیر سلیمانی